صفحه اصلی | اخبار فرهنگی | اخبار اجتماعی | كاريكاتور | مازندران | گفتگو | اخبار ورزشی | اقتصادي | تماس ها | آرشيو | RSS | نسخه موبایل

 

فقدان مسئولیت و حس تعلق‌خاطر شهروندان ایرانی نسبت به فضاهای شهری و عمومی
كد خبر : ۱۱۱۵۷ /  تاریخ :۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ /  مقالات  /  مقالات ايميل چاپ
پایگاه خبری خزر : سهم قابل‌توجهی از خانواده‌های ایرانی هرچقدر که وسواسِ زیادی نسبت به تمیزی و پاکیزگیِ فضای درونی خانه‌هایشان دارند؛ نسبت به کیفیت فضاهای عمومی و شهری بی‌تفاوت‌اند و چه‌بسا به صورت فعالانه به آن‌ها آسیب می‌رسانند؛ پدیده‌ای که در اصطلاح تخصصی به آن وندالیسم می‌گویند. گویی کیفیت ارزشی است که تنها درون دیوارهای خانه معنا دارد و…
فقدان مسئولیت و حس تعلق‌خاطر شهروندان ایرانی نسبت به فضاهای شهری و عمومی

پایگاه خبری خزر : سهم قابل‌توجهی از خانواده‌های ایرانی هرچقدر که وسواسِ زیادی نسبت به تمیزی و پاکیزگیِ فضای درونی خانه‌هایشان دارند؛ نسبت به کیفیت فضاهای عمومی و شهری بی‌تفاوت‌اند و چه‌بسا به صورت فعالانه به آن‌ها آسیب می‌رسانند؛ پدیده‌ای که در اصطلاح تخصصی به آن وندالیسم می‌گویند. گویی کیفیت ارزشی است که تنها درون دیوارهای خانه معنا دارد و از بالکن و نمای بیرونی خانه به آن طرف حتی فکر کردن به آن فاقد ارزش و وقت گذاشتن است. در این نوشتارِ کوتاه کوشش بر این است به‌اختصار دلایل این پدیده را تبیین و تشریح کنیم. در ابتدا باید این پرسش مهم را طرح کرد که آیا این بی‌تفاوتی و گاهی تخریبِ فعال فضاهای شهری معلولِ قصور شخصیِ شهروندان و خانواده‌ها است یا این‌که دلایل پیچیده‌تر و فراتر از سطح فرد و خانواده دارد. به گمان نگارنده مسئولان و مدیریت شهری به‌ویژه اعضای شوراهای اسلامی شهرها به دلیل این‌که نماینده‌ی مستقیم مردم در مدیریت شهری‌اند سهم و نقشِ ویژه‌ای در افزایش آگاهی و تعلق‌خاطر عمومِ شهروندان به فضاهای عمومی شهری دارند. اما ایفای این نقش شرط لازمی دارد و آن داشتن حداقل تخصص و صلاحیت‌های علمی و حرفه‌ای نسبت به مسائل عمومی شهری است. همچنین شرطِ کافی این مهم وجود دغدغه و تعهد و مسئولیت نسبت به منافع عمومی به‌ویژه در مسائل مربوط به هرگونه و توسعه و ساخت‌وساز است. حداقل پیامدِ مثبت جمع شدن این دو شرط در کنار هم افزایش آگاهی و مسئولیت شهروندان نسبت به فضاهای عمومی شهری است. بدین‌صورت که مسئول شهریِ متخصص با «درانداختن طرحی نو» و نشان دادن افق‌ها و امکان‌های جدید به شهروندان در خلافِ جهت عواملِ بیگانه‌سازِ شهروندان نسبت به فضاهای شهری عمل می‌کند. برای نمونه، اگر شهروندان برای نخستین بار، اجرایی شدن طرحی درزمینه‌ی زیباسازی و هماهنگ‌سازی نماها و جداره‌های بخشی از یک خیابان را ببینند و کیفیت و اثر مثبت روانی فضاهای ساخته‌شده بر اساس اصول شهرسازی را حس کنند خودبه‌خود انتظارِ تجربه‌‌ی کیفیت‌های مشابه را در بخش‌های دیگر شهر پیدا خواهند کرد و میزان اعتماد و همکاری‌شان با مدیریت شهری در بهسازی و نوسازی فضاهای شهری افزایش خواهد یافت. در مثالی دیگر اگر شورای شهر، شهرداری و دیگر دست‌اندرکاران مدیریت شهری در ارائه‌ی مُدهای (mode) جایگزین بدون آلودگی و پاک حمل‌ونقلِ شهری پیشگام شوند برای نمونه، با ایجاد مسیر عبور دوچرخه و حتی در اختیار گذاشتن دوچرخه‌ی رایگان بازهم بر توسعه‌ی این فرهنگ در بین عموم شهروندان اثر قابل‌توجهی خواهند گذاشت. لیکن ذهنی که فاقد هرگونه دانش، دغدغه و درنهایت توانایی در امور پیش‌گفته است چگونه می‌تواند نقشی در درمان بیگانگیِ موردبحث داشته باشد؟ اینجاست که باید به نقش خودِ شهروندان در انتخاب درست نمایندگان‌شان در مدیریت شهر اشاره کرد. حادثه‌ی پلاسکو تجربه‌ی البته تلخی بود که به همه‌ی ما نیاز به داشتن یک شورای متخصص را گوش زد کرد -البته اگر حافظه‌ی تاریخی جمعیِ به‌شدت کوتاه-مدتِ ما بگذارد! کوتاه سخن این‌که برای اعتلای فضاهای شهری‌مان نیاز به دو بال داریم؛ بال نخست حضور مدیران، مسئولان و نمایندگانی است که حداقل‌های لازم را در درک اهمیت افزایش کیفیت فضاهای شهری داشته باشند و بال دوم باور و اراده‌ی مردم و عموم شهروندان به این اصل که ورای منافع فردی و قومی کوتاه-مدت «کار را باید به کاردان سپرد»؛ در غیر این صورت آن‌چه حاصل خواهد آمد ادامه‌ی چرخه‌ی باطل و با نگاهی بدبینانه‌تر فرایند زوالِ بیشترِ کیفیت فضاهای شهری‌مان است.

مهندس امیرپیروز خوشنویس


اضافه کردن نظر


آخرين اخبار

RSS