صفحه اصلی | اخبار فرهنگی | اخبار اجتماعی | كاريكاتور | مازندران | گفتگو | اخبار ورزشی | اقتصادي | تماس ها | آرشيو | RSS | نسخه موبایل

 

مازندران و پیامدهای انتقال آب
كد خبر : ۱۰۹۱ /  تاریخ :۲۹ فروردین ۱۳۹۱ /  اخبار  /  اخبار اجتماعی ايميل چاپ
حضور ناگهانی رئیس جمهور در مازندران و کلنگ زنی یک پروژه "سمنانی" به استناد حضور پررنگ مدیران تا بناگوش خندان سمنان در مراسم آغازین این پرهزینه ترین پروژه سالهای اخیر که البته پسوند "ملی" را یدک می کشید، حقیر را برآن داشت تا با توجه به اصرار افکار عمومی مبنی بر پردازش این امر مهم، خلاء اطلاعات پروژه ای و…
مازندران و پیامدهای انتقال آب

حضور ناگهانی رئیس جمهور در مازندران و کلنگ زنی یک پروژه "سمنانی" به استناد حضور پررنگ مدیران تا بناگوش خندان سمنان در مراسم آغازین این پرهزینه ترین پروژه سالهای اخیر که البته پسوند "ملی" را یدک می کشید، حقیر را برآن داشت تا با توجه به اصرار افکار عمومی مبنی بر پردازش این امر مهم، خلاء اطلاعات پروژه ای و کارشناسی ام را طی مشورتهایی که با برخی کارشناسان و مطلعان انجام داده ام، مرتفع کرده و با دست پر به سراغ مخاطبان بیایم!

ضمن اینکه بسیار مایل بودم تا کارشناسان امر، کارشناسانه تر به میدان آمده و بار این احساس مسئولیت را به دوش گرفته و برای زادگاه خود دستی بالا زده و دلی بسوزانند و قلمی بچرخانند و لبی تر کنند! اما انتظارم بجز موارد معدود و مطالب محدود، بی فایده بود و لاجرم جور این مطلب را نیز خودم کشیده ام!

ضمن تقدیر از فعالیت های عمرانی غیرقابل انکار رئیس جمهور و کابینه های نهم و دهم در سراسر کشور و بعضاً هم در مازندران، متذکر می شوم که در نهایت تاسف و حسرت، کارشناسان ذیربط بنا بدلایل متعدد از پروژه بزرگ انتقال آب دریای مازندران به کویر سمنان، تحت عنوان "عهدنامه داخلی ترکمانچای برای مازندران" یاد می کنند و از حضور گسترده مدیران و چهره های مطرح مازندرانی در این مراسم متعجب و حیرت زده شده و این پروژه را خدمت بزرگ رئیس جمهور به هم استانی های خود یعنی سمنانی ها دانسته و آن را بنا به عللی که ذیلاً خواهد آمد، مقدمه شکل گیری یک فاجعه بزرگ زیست محیطی تلقی می کنند!

بارزترین دلیل نگرانی کارشناسان از پیامدهای تلخ این پروژه که نامگذاری شیرین(شیرین کردن آب دریای مازندران) هم شده است، مربوط به تخلیه 200 متر مکعب آب در هر ثانیه و شیرین سازی یک سوم الی یک چهارم و بازگشت منفی مابقی آب با غلظت نمکین زیاد به دریاست و از این رو استمرار زمانی این پروژه در درازمدت، دریای مازندران را به سرنوشت مشابه دریاچه ارومیه شامل خشکی گسترده و یا ارتقاء غلظت درصد شوری و نیز تهدید جدی ماهیان خاویاری و غیرخاویاری و بهم خوردن اکولوژی زیست محیطی و تهدید زیستی پرندگان و سایر دریازیست ها و حتی افت شدید موقعیت سوق الجیشی قابلیت های توریستی سواحل مازندران بخاطر تغییر ترکیب و ظاهر دریا و ساحل مبتلا می کند!

با استناد به موضوع مطروحه، آیا همین دلیل مهم به تنهایی کافی نیست که مازندرانی ها برخلاف خوش بینی ها و لبخندهای رسانه ای و سلسله مراتبی مدیران ارشد، نه تنها از این پروژه استقبال نکنند، بلکه  اتفاقاً نسبت به توجیه دوگانه فنی و هزینه های کهکشانی این پروژه با توجه به تبعات درازمدت زیست محیطی و حتی پیامدهای منفی آن در اقتصاد گردشگری مازندران و کشور نگران باشند؟!

جالب است بدانید که طرح انتقال آب دریای مازندران به خلیج فارس که از زمان دولت سازندگی مطرح شده و در دولت اصلاحات هم مورد تأکید قرار می گرفت، طرح ایجاد کانال روباز و یا همان ایجاد رودخانه جدیدی موسوم به "ایران رود" بوده که طی آن علاوه بر توجیهات احیای اراضی و غیره، اولاً کشتیرانی آزاد شمال- جنوب با توجیه قوی اقتصادی و گردشگری شبیه به کانال سوئز مطرح بوده و ثانیاً بحث شیرین کردن آب و بازگشت دو سومی آب غلیظ نمکین نیز در میان نبوده و ثالثاً طرح اولیه حاوی مواهب درآمدی گسترده ای برای مازندران و مازندرانی ها بوده است!

اما انتقال آب با لوله های قطور و حذف همه درآمدهای احتمالی برای مازندران و تبعات زیست محیطی شیرین کردن آب دریا، کاملاً متفاوت با آن مطالعات اولیه و یا پیشنهادهای اولیه می باشد و به همین خاطر می توان گفت که این پروژه، قبل از آنکه ملی باشد، سمنانی است و اما در هر صورت، مازندرانی نیست!

بیچاره مازندران و مازندرانی ها که آب را به سمنانی ها می بازند و خاک را به تهرانی ها! ساحل و شهرک ها و روستاها و شهرهای ساحلی را به مرفهین بی درد فروخته و خود سرایدار آنها شده و حتی با آزادراه شمال، فرش قرمز هم زیرپای آنها پهن می کنند! و از طرفی هر روز هم در خطر تعدد و تجزیه اند و در حالیکه پریروزها، فرمانداری کل سمنان از مازندران تجزیه و به استان مستقل تبدیل شده و گلستان هم در دیروزها، برای خود استانی شده، امروز و فرداست که سر و کله استانی دیگر در غرب استان علم شود و ما نمی دانیم که تا کی همچنان قابلیت تبدیل شدن و تولید چند استان دیگر را داریم و شاید دیر هم نباشد که احتمالاً  برخی از شهرستانها خواهان تبدیل انفرادی به استان و تجزیه کامل مازندران به چندین استان کوچک به ابعاد یک شهرستان گردند!؟!

اما از همه چیز گذشته، قصه "جنگ آب" سمنانی ها با مازندرانی ها که مثل خوره به جان ما افتاده اند و می خواهند به زندگی انگلی خود رنگ و بوی قانونی بدهند، در سالهای اخیر بسیار شنیدنی تر و در عین حال بسیار هم تاسف بارتر شده است!

سمنانی ها که سالهاست به راهزنان و دزدان آب برای مازندرانی ها شهرت یافته اند، پروژه آب دزدی از مازندران را در چندین پروژه استارت زده اند که مشهورترین آنها تسخیر فریبکارانه و دزدانه سرچشمه های آبی خطیرکوه سوادکوه بوده که با تحریک و وعده و وعید به اهالی محروم روستاهای خطیرکوه، آنها را تحریک به تقاضای الحاق به سمنان نموده و با توجه به نفوذ سمنانی ها در مسئولیت های کشوری، بلافاصله نسبت به تحقق درخواست اهالی اقدام کرده و در مدت زمانی بسیار کوتاه سرچشمه های خروشان خطیرکوه را مصادره نمودند و متعاقب آن در جنگ پیشروی نصب تابلوهای حوزه های استحفاظی به الحاق غیرقانونی چند روستای دیگر نیز اقدام کردند تا این پروژه را به کمال برسانند!

سمنانی ها مشابه همین کار را چهار-پنج سال پیش نیز با تحریک اهالی گلوگاه انجام داده بودند که مثلاً در صورت موافقت طوماری اهالی گلوگاه مازندران جهت الحاق به سمنان، بلافاصله گلوگاه به فرمانداری مبدل شده و در فاصله زمانی بسیار کوتاهی این شهرستان تازه تاسیس را به یک شهر بندری با کلاس بنادر اروپایی درآورده و با استقرار بالاترین امکانات توریستی و اقتصادی و تخصیص بودجه های سنگین و اجرای طرحهای متعدد، آن را به زیباترین و پردرآمدترین شهر ساحلی و گردشگری ایران تبدیل خواهند کرد! که البته با هوشیاری گلوگاهی ها و تبدیل آن به شهرستان، سمنانی ها نتوانستند خود را به آرزوی دیرینه خود نزدیک سازند!

علاوه بر آنها، اخیراً نیز سمنانی ها با حضور غیرقابل توجیه و سخنرانی و جلسه گذاری چهره های مختلف از جمله نمایندگان و نامزدهای مجلس نهم در روستاهای تابعه بخش چهاردانگه و تحریک اهالی با وعده و وعیدهای بسیار رنگین، تلاش کردند تا این روستاهای دارای چشمه های جوشان را نیز به سمنان ملحق سازند و طی آن بتوانند مسیر سرچشمه های رودهای خروشان مازندران را از مبداء به سمت سمنان تغییر دهند و سمنان را به قیمت کویرسازی مازندران، سیراب و سرسبز سازند!

اما اینبار در قالبی کاملاً متفاوت و حق به جانب، سمنانی ها با لباس و توجیه بظاهر ملی به جنگ آب با مازندران آمده و بسیار راحت تر از آنچه که فکر می کردند، اولین گام را با پیشتازی رئیس جمهور و پشتوانه یک هزینه گزاف 2000 میلیاردی محکم برداشته و به بهانه رساندن آب به استان های مرکزی جهت احیای کویرهای ایران، عملاً سمنان را اولویت اول این پروژه معرفی کرده تا این استان خشکیده را با تهدید به خشکی و تغییر اکولوژی دریای مازندران، زندگی و نشاط و رونق ببخشند!

جالب است که در این رابطه حتی محیط زیست و شیلات هم با همه نگرانی های کارشناسی که بطور غیرعلنی به طرح آن می پردازند،موضعی رسمی نگرفته و با سکوت خود، امکان شکل گیری این فاجعه زیست محیطی را فراهم و تسریع نیز کرده اند!

سؤال جدی اینجاست که چرا گلستان با این همه دشت های وسیع و با آن همه اراضی حاصلخیز که بخاطر کم آبی بطور جدی هر ساله با خطر خشکسالی مواجه است، با هزینه ای به مراتب کمتر و آورده ای به مراتب بیشتر، در اولویت این پروژه قرار نگرفته است؟!

البته متذکر می شوم که بخاطر تخصصی بودن این پروژه، حقیر همانگونه که بدون هیچ تعجیلی، در اظهارنظر تأخیر کرده تا نظر کارشناسان را دریافت کنم، در این مرحله نیز آمادگی پذیرش مخالفتهای کارشناسانه و درج آنها در ذیل همین مطلب را دارم، ضمن اینکه مشابه همین آمادگی برای درج مطالب موافق نیز همچنان وجود دارد!

به هر حال حقیر ضمن اظهار همدردی با همه هموطنانی که در استانهای کویری با اجرای این پروژه به احیای مجدد استانهای خود امیدوار شده اند،تاکید می کنم که به ما هم حق بدهند که مازندران در قبال چه موهبتی باید چنین خسارتی را تحمل کند و چرا هم باید آب بدهد و هم پسابش را بپذیرد؟! سؤال اینجاست که آیا نمی توان از تکنولوژی برتری استفاده کرد که طی آن دریای مازندران با تغییر اکولوژی و تهدیدهای زیست محیطی مواجه نگردد؟! چرا که این پروژه علاوه بر تهدید مازندران، استانهای گیلان و گلستان را نیز در معرض آسیب قرار می دهد و تهرانی ها و سایر گردشگران داخلی و خارجی را نیز در دراز مدت نگران کرده و شاید از مازندران فراری دهد و اینکه چرا طرح رودخانه ای و کانالی انتقال آب با آن همه مواهب و مزایای مشترک اجرا نشده است؟!!

در پایان از مدیران محترم ارشد مازندران بخصوص مدیران اجرائی ذیربط درخواست می کنم تا با حضور در رسانه ملی و سایر رسانه های مجازی و مکتوب، نقاط مثبت و قوت این پروژه را برای مازندرانی ها بیان داشته و پاسخ لازم را به ابهامات و شبهات مطروحه در رسانه ها و محافل، ارائه و افکار عمومی را روشن نمایند ودر صورت عدم توجیه کارشناسی، تا دیرتر نشده، با همکاری نمایندگان و دیگر چهره های ملی مازندران به توقیف آن مبادرت ورزند!

سر چشمه شاید گرفتن به بیل   /  چو پر شد نشاید گذشتن به پیل!

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-29/1/91

 


نظرات  

 
0 مرتضی خاکپور
http://peace14khakpour.persianblog.ir
این نظر( ناشناس) چطور در وبلاک من آمد نمی دانم !؟ من خودم تا امروز نمی توانم به وبلاکم نظر اضافه کنم . که مجبور شدم چند وبلاک همین مطالب درست کنم !؟ اما جواب این معترض :
اگر دولت است که حق دارد .
اگر عادی است و در وبلاکم نفوذ کرده است . سالهاست می خواستند کانال بکنند !؟ و رودخانه مصنوعی درست کنند !؟ که عملی نیست و درست نمی کنند !؟ و این من بودم که طرح پروژه انتقال آب توسط لوله از دریای خزر به خلیج فارس را ابداع کردم و تبلیغ کردم و افتخار به اینکار را دارم و باز هم تبلیغ می کنم !؟ این وسط شما ناراحت نشوید و بروید یک کار مثبت انجام دهید!؟
 

اضافه کردن نظر


آخرين اخبار

RSS